تبليغاتX
وبلاگی به وسعت آسمان

وبلاگی به وسعت آسمان

آسمان عشق

دوباره نگاهي دگر به آسمان عشق

به آسماني آبي

به آسماني به وسعت قبل او

و

چه جاودانه مي‌ماند ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 10:22  توسط علیرضاسعادتمند  | 

اندوه پرست

كاش چون پائيز بودم ... كاش چون پائيز بودم
كاش چون پائيز خاموش و ملال انگيز بودم
برگ هاي آرزوهايم يكايك زرد مي شد
آفتاب ديدگانم سرد مي شد
آسمان سينه ام پر درد مي شد
ناگهان توفان اندوهي به جانم چنگ مي زد
اشگ هايم همچو باران
دامنم را رنگ مي زد
وه ... چه زيبا بود اگر پائيز بودم
وحشي و پر شور و رنگ آميز بودم
شاعري در چشم من مي خواند ... شعري آسماني
در كنارم قلب عاشق شعله مي زد
در شرار آتش دردي نهاني
نغمه من ...
همچو آواي نسيم پر شكسته
عطر غم مي ريخت بر دل هاي خسته
پيش رويم:
چهره تلخ زمستان جواني
پشت سر:
آشوب تابستان عشقي ناگهاني
سينه ام:
منزلگه اندوه و درد و بدگماني
كاش چون پائيز بودم ... كاش چون پائيز بودم

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 11:54  توسط علیرضاسعادتمند  | 

بر سه شنبه برف مي بارد.

برف پاك كن ها
دست تكان مي دهند
بر سه شنبه برف مي بارد.

 

دست تكان مي دهيم
-«خداحافظ»

برف پاك كن ها
از روي تو

برف سه شنبه را
 مي روبند.

 

من دست تكان مي دهم
نقش تو را پاك مي كنم
-«خداحافظ»

 

بر جاده خالي برف مي بارد
و برف پاك كني
ديوانه وار
به اين سو و آن سوي جدار گلو
مي كوبد.

 

در گلويم بر نام تو برف مي بارد...

 

نازنين  نظام شهيدي

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 11:48  توسط علیرضاسعادتمند  | 

گناه

خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه
گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه
هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باری از گناه
گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم...
گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه!!
...
سخت است این‌که دل بکنم از تو، از خودم
از این نفس کشیدن اجباری، از گناه
بالا گرفته‌ام سرِ خود را اگرچه عشق
یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه
دارند پیله‌های دلم درد می‌کشند
باید دوباره زاده شوم ـ عاری از گناه ـ   

(نجمه زارع )

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 9:13  توسط علیرضاسعادتمند  | 

سرآغازي دوباره

دگر بار اي ياران شروع مي كنيم سرخط سرخ كلام را از نو، كه !

كه در اين دنياي پر هرج و مرج به دنبال چه هستيم ؟

نمي دانم كه چه بايد بگويم !

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 16:13  توسط علیرضاسعادتمند  |